مير تقي الدين كاشاني

553

خلاصة الأشعار و زبدة الأفكار ( بخش كاشان ) ( فارسي )

گر بميرم ز آرزوى صلح ز آنم خوشتر است * كاين منافق دوستان پا در ميان ما نهند * * * اى من به قربان سر عاشق‌نوازيهاى تو * آن بىتكلّف شوخى و آن طرز بازيهاى تو كسرى تو از بىطالعى نوميد مطلق شو ز خود * درمانده خلق عالمى از چاره‌سازيهاى تو * * * تازه هر دم حسرتى زان قدّ و قامت مىكشم * مىكشم اين درد و تا روز قيامت مىكشم تا به كى خوارى كشم زين پس به كُنجى مىروم * همچو كسرى پا به دامان سلامت مىكشم * * * ز آن حذر كن كز دعا تير اثر بيرون كشم * در دل شب خنجر آه ، از جگر بيرون كشم بگذرد گر نيش مژگان تو در خاطر مرا * از جگر تا روز محشر نيشتر بيرون كشم دل بلرزد چرخ را بر خويش آن ساعت كه من * از نيام ناله شمشير اثر بيرون كشم * * * ز لعلش عكس چون بر ساغر افتاد * كلاه از فرق هشيارى درافتاد نهالش چون به رعنايى درآمد * تزلزل در بناى محشر افتاد سحر آن نوك مژگان در دلم كِشت « 1 » * خسك در بستر چشم تر افتاد * * *

--> ( 1 ) . اصل : گشت .